![]() |
![]() |
|
| شاید ی جور دیگه |
|
۱. بالاخره فناوری ای دی اس ال به خونه ی ما هم رسید اولین پستیه که باهاش میذارم
۲. حالم از این دخترایی که بزور سعی میکنن توو تاکسی بهم تکیه بدن بهم میخوره ۳. مرسی از هانی و فرزانه برا اینکه بهم گفتن که چه حس بدیه که به عنوان ی دختر توو تاکسی میشینی باید مواظب باشی آقایی که کنارت نشسته هی بهت تکیه نده و راحت نمیتونی توو تاکسی بشینی(البته این چند روز که فعلا داره برعکسش برا من اتفاق میفته) ۴. داشتم فکر میکردم توو هر دوره ای میخواستی یکی دوست دخترت باشه ۵. کلا پول برا همایش نداریم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 23:1 توسط پسرخوب |
|
|
تا الان داشتم کار همایش رو انجام میدادم .
اومدم بگم زنده ام فعلا.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 2:23 توسط پسرخوب |
|
|
۱. چند ساعت پیش داشت بارون میبارید میگن موقع بارون باریدن دعا براورده میشه
۲.همیشه وقتی کودکی که کار میکنه رو میبینم یا فردی که مشکل جسمی داره با تمام وجود احساس میکنم که چقدر ناشکرم ۳. توو نماز تشهد واقعا دوست دارم ۴.این چند وقته واقعا مرتضی و آذرین یزدانی کلی لطف داشتن احتیاج به یه نفر که حرفات بهش بزنی همیشه جزئی از زندگیمه ۵.جدیدن MP4 ام هم همدمم شده اوقات فراغت آهنگ گوش میدم همچنین موقع درس خوندن و توو تاکسی. به وضوح دارم زیاد آهنگ گوش میدم ۶.هرچی بیشتر محسن نامجو گوش میدم به صحبتهاش در مورد نحوه ی خوندن اشعار بیشتر اعتقاد پیدا میکنم ۷. ای ساربان، ای کاروان |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 0:27 توسط پسرخوب |
|
|
یک منبع آگاه از نامه احمدینژاد به رهبری مبنی بر تقاضای آزادی زندانیان حوادث اخیر خبر داده است. این منبع آگاه که نخواست نامش فاش شود، به نوروز گفت: رییس دولت کودتا در تلاش برای ترمیم چهره خود در میان مردم، طی نامه ای به رهبری خواستار آزادی زندانیان حوادث پس از انتخابات شده و رهبری نیز این نامه را به شورای عالی امنیت ملی ارجاع داده اند. وی در ادامه افزود: در همین راستا به نظر می رسد که مسئولان برای تاثیر تبلیغاتی نامه رییس کودتا و احتمالا متعاقب آن آزادی برخی فعالان سیاسی، فعلا نه کسی را آزاد می کنند و نه موضع گیری خاصی در این مورد دارند. این منبع مطلع، دستور دادستانی مبنی بر اینکه تا اطلاع ثانوی هیچ زندانی ای آزاد نخواهد شد و از سوی دیگر در گردش نیفتادن پرونده ها برای صدور و ابلاغ وثیقه را در این راستا ارزیابی کرد. وی البته تغییر و تحولات در دستگاه قضایی و بحث جابجایی هایی که بعد از رفتن مرتضوی در قوه قضاییه مطرح است را نیز دلیل دیگر این امر دانست. گفتنی است، خانواده های زندانیان سیاسی نیز در پیگیری های خود برای آزادی عزیزانشان، اغلب با این جواب که تا اطلاع ثانوی منتظر آزادی زندانیان نباشند، مواجه شده اند. منبع: Support Mousavi |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 21:6 توسط پسرخوب |
|
|
چند روز پیش داشتم فکر میکردم معادلهای بسیجی، سپاهی ، کودتایی ... شعارهای جنبش سبز چی میشه به نتایج پایین رسیدم: ما میگیم: نترسید نترسید ما همه با هم هستیم بسیجیه میگه: بترسید بترسید ما همه خائن هستیم ما میگیم: ما بیشمار هستیم ارتش قدسیه میگه : ما ده پونزده تا قاتل بیشتر نیستیم ما میگیم: مرگ بر دیکتاتور چه شاه باشه چه دکتر سپاهیه میگه: درود بر دیکتاتور چه شاه باشه چه دکتر ما میگیم: قتل کشتار تجاوز دیگر فایده ندارد بسیجیه میگه: قتل کشتار تجاوز این تنها راه است ما میگیم: احمدی بای بای احمدینژاد میگه: آزادی بای بای ما میگیم : روحانی واقعی منتظری صانعی بسیجیه چیزی نمیتونه بگه ما میگیم : نصر من ا... و فتح قریب مرگ بر این دولت مردم فریب سپاهیه میگه: ...(اصلا نمیتونم باور کنم که ی روزی قسمتی از قرآن رو برای یه سپاهی بیان کنم) درود بر این دولت مردم فریب ما میگیم: استقلال آزادی جمهوری ایرانی بسیجیه میگه: وابسته زندانی دیکتاتوری دیکتاتوری ما میگیم: دروغ ممنوع صدا و سیما میگه : راست؟!!! ما میگیم: ننگ ما ننگ ما صدا و سیمای ما بسیجیه میگه: ننگ ما ننگ ما ملت و مردم ما |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 17:49 توسط پسرخوب |
|
|
||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 19:15 توسط پسرخوب |
|
||||||||
|
1. اول از همه تشکر از تکتم که از همه بیشتر زحمت کشیده(فهمیدم وبلاگم میخونه میخوام ازش تعریف کنم 2. کلی خوبه به شما هم توصیه میکنم حتما دبیر همایش بشید کلی فکرم داره خوب کار میکنه از کوچکترین چیزها نمیگذرم به همه چیز توجه میکنم که شاید ب درد بخوره هیچ وقت اینطوری نبودم. 3. دارم سیستم آمریکایی عمل میکنم کارها کاملا خرد میشن به تعداد زیادی آدم که با بدون واسطه یا حداکثر یک واسطه(البته واسطمون رسما همکاره هستن خانم زند از من کلی تاثیر گذارتره) در ارتباطیم. 4. امیدوارم بهترین معدلمم رو توو دانشگاه تا به این ترم بیارم. 5. کلی ی دفعه ایده میزنم در شرایط مختلف که با اون شرایط منطبق باشه و کاملا انعطاف پذیری دارم نشون میدم مثل چین در مقابل هنگ کنگ . 6. میشه گفت 1 و 2 آذر با بقیه روزها فرق داره با کلی اتفاقهای خوب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 0:4 توسط پسرخوب |
|
|
امروز وقتی ی خانمی بهم گفت نمیشه بهت اعتماد کرد چون پسر هستی کمر شکست باورتون میشه انسانیتم زیر قدوم جنسیتم له شد هیچ وقت فکر نمیکردم چیزی که همیشه بهش اعتقاد داشتم انقدر راحت خدشه دار میشه وقتی همیشه انسان بودن مهمتر از دختر یا پسر بودن بود برام هیچ وقت فکر نمیکردم که همچین حرفی بهم زده بشه. امروز فهمیدم هنوز یه پسرم یه انسان نیستم فهمیدم با یه گرگ و یه شغال و یه ... هیچ فرقی ندارم چون اونا هم پسرند انسان نیستند.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 19:43 توسط پسرخوب |
|
|
از دیشب تا امروز: با توجه به داشتن امتحان درس شیرین ریاضی فیزیک بیدار موندم خوب مثل همیشه یه سری فکرها کردم : ساعت چند دقیقه بامداد موقع درس خوندن مهرداد زنگ زد گفت تولد مبارک منم گفتم امروز (هفدهم ) تولدم نیست فرداس 1. دیشب این سوال به ذهنم رسید که چرا این مراجع تقلید ی اتفاقی میفته به خامنه ای تبریک میگن مگه از نظر علمی و دینی بالاتر نیستن اون باید بهشون تبریک بگه ؟ 2. اینکه فکر کردم یکی از خانمهای سال بالایی بیاد مامان من بشه من ی مامان سال بالایی میخوام توو دانشکده میتونم به عنوان هدیه ی تولد قبول کنم 3. به این فکر میکردم که میرم امتحان کل نمره رو میگیرم (فکر کنم من برای ریاضی فیزیک یک و دو از کنکور بیشتر درس خوندم) رفتم سر امتحان فهمیدم اشتباه فکر میکردم. اما بعدش بد نبود یه کم کادو تولد گرفتم از خانم زند وخانم شیرازی تشکر مینماییم بدین وسیله . هی بهشون گفتم فرداس تولدم ولی خوب خودشون مشتاق بودن زودتر بعدش برگشتم خونه تا پنج ونیم خوابیدم بعد رفتم کلاس زبان ساعت شش و نیم رسیدم به کلاسی که پنج و نیم شروع مشه اونم بعد دو جلسه غیبت کلی تیچرم رو خوشحال کردم که بهش افتخار دادم رفتم سر کلاس هی هم منت میکشید من صحبت کنم منم در رد بهش نزدم چون نا محرمه (میدونید که منم حساس به این موضوع) و صحبتم نکردم بمونه تو خماری الانم که این رو نوشتم. شب قدر هست منم دعا کنید. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 23:21 توسط پسرخوب |
|
|
آنان که خاک را به نظر کيميا کنند
آيا بود که گوشه چشمی به ما کنند دردم نهفته به ز طبيبان مدعی باشد که از خزانه غيبم دوا کنند معشوق چون نقاب ز رخ در نمیکشد هر کس حکايتی به تصور چرا کنند چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهديست آن به که کار خود به عنايت رها کنند بی معرفت مباش که در من يزيد عشق اهل نظر معامله با آشنا کنند حالی درون پرده بسی فتنه میرود تا آن زمان که پرده برافتد چهها کنند گر سنگ از اين حديث بنالد عجب مدار صاحب دلان حکايت دل خوش ادا کنند می خور که صد گناه ز اغيار در حجاب بهتر ز طاعتی که به روی و ريا کنند پيراهنی که آيد از او بوی يوسفم ترسم برادران غيورش قبا کنند بگذر به کوی ميکده تا زمره حضور اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان خير نهان برای رضای خدا کنند حافظ دوام وصل ميسر نمیشود شاهان کم التفات به حال گدا کنند |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 13:16 توسط پسرخوب |
|
|
صفحه نخست ي جور چاپار ي جور مطلب ك قديمي شده عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
بدامن عيب رندان پوش زاهد
لباس زهد پوشيدن چه حاجت (بعضي پستها فقط نقل يك مطلب از يك سايت و يا وبلاگ است و نويسنده ي وبلاگ نسبت به آن مسئوليتي ندارد اين سايتها به دليل اينكه از طرف قوه ي قضاييه فيلتر نشده اند قانوني محسوب ميشوند) |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 |
|
RSS
|